تبليغاتX
LOLA rennt
Mario Giacomelli in una fotografia di Paolo Mengucci by newsless.net. 
در یکم آگست ۱۹۲۷ در سنیگالیا ی ایتالیا به دنیا آمد.
در سن ۳۰ سالگی در  چاپخانه ی کوچکی که بعد ها مالک آن شد شروع به شاگردی کرد.
به عنوان یک نقاش و شاعر آماتور کارش را شروع کرد.
از سال ۱۹۵۴ به طور خود آموز عکاسی می کرد.
در سال ۲۰۰۰ در سنیگالیا وفات یافت.
 
و این مصاحبه ی فرانک هوروات با ماریو جیاکوملیه که در فبریری ۱۹۸۷ انجام شد.
 
فرانک هوروات: می خواستم بپرسم چشمات مثل چشمای مادرته؟
ماریو جیاکوملی: واقعا نمی دونم چشمای مادرم چه شکلی بودن. بعضی وختا احساس می کنم بین ما هیچ تفاوتی وجود نداره. به جر اینکه اون لباس زن ها رو می پوشه و من لباس مردهارو. وختی به گذشته ها فکر می کنم٬ چیزی که الآن بیش از هر چیزی مهم به نظر می رسه اینه که هرگز نتونستم راهی پیدا کنم تا بهش بگم چقد دوسش دارم.  شاید خارج از شرم٬ به خاطر کاراکتر بدم بود. هیچ وخ نبوسیدمش و شاید هیچ وخ حالشو نپرسیدم. همین چن ماه پیش مرد و وقتی که مرده بود من لباشو بوسیدم. برای من لحظه ی زیبایی بود. بعد از اون من شروع کردم به زندگی کردن با اون. مرتبا ازش می پرسیدم که حالش خوبه یا ازم راضیه. ولی این چیزا خیلی از عکاسی بزرگترن. و شاید نباید درموردشون حرف بزنم.
 
فرانک هوروات: ولی خودت تاحالا شده که توی آیینه نگاه کنی و این سوال رو از خودت بپرسی که چقد چشمات شبیه اونه؟
ماریو جیاکوملی: نه. من هیچ وخ به چشمام نگاه نمی کنم و زیاد هم ملتفت وجودشون نیستم. وقتی عکس می ندازی٬ خودتو در مقابل چن تا موضوع قرار می دی. که بعد به میان اون سوراخ کوچیک جلوی دوربینت راه پیدا می کنه و در قسمت پشتش به زمین می شینه. واسه همین هم ازش به کپی یا می گیری. چشمای منم همونجورین: یه آلت برای قاپیدن چیزای در حال پرواز٬ گذاشتنشون توی یه جعبه٬ آمیختنشون در خودم و بعد دوباره بیرون گذاشتنشون برای چشمای آدم های دیگه.
 
فرانک هوروات: در مورد دوربین چی؟ به نظر می رسه تو از دوربین هایی که بقیه دارن استفاده نمی کنی. مثلا یه لیکا یا نیکن یا کوداک.
ماریو جیاکوملی: من درمورد دوربین آدم های دیگه چیزی نمی دونم. مال من چیزیه که خودم پینه دوزیش کردم. اون با نوار به هم می چسبه و همیشه تیکه هاش از هم باز می شه. تنها چیزی که لارمه کنترل کنم فاصلست و یکی دیگه - شما به اون یکی دیگه چی می گین؟ من زیاد از مکانیک خوشم نمیاد. من این دوربین رو از وقتی که عکاسی رو شروع کردم داشتم. اون با من زندگی کرده٬ خیلی از لحظات وجود من رو سهیم بوده. اگه یه وخ گمش کنم ... خوب اصلا فکرشم قلبم رو از سینم بیرون می کشه.
 
فرانک هوروات: ولی این از کجا اومده؟
ماریو جیاکوملی: خودم درستش کردم. با پیاده کردن قطعات و برداشتن اونایی که بدردنخور به نظر می رسیدن دوربینی که یکی از دوستام بهم داده بود. من فقط به فاصله و اون یکی دیگه نیاز دارم. اون یکی دیگه اسمش چی بود دوباره؟ من نمی دونم این ماشینا چه جوری کار می کنن. چیزی که حساب می شه اینه که تور نباید به داخلش نفوذ کنه. این فقط یه جعبس.
 
فرانک هوروات: و از چه فیلمی استفاده می کنی؟
ماریو جیاکوملی: هر چی گیرم بیاد.
 
فرانک هوروات: ۲۴ در ۳۶ میلیمتر؟
ماریو جیاکوملی: از من در مورد میلیمتر سوال نکن. من از فیلم بزرگه استفاده می کنم نه کوچیکه. هیچ وخ از کوچیکه استفاده نکردم.
 
فرانک هوروات: پس ۶ در ۶ سانتیمتر؟
ماریو جیاکوملی: از من درمورد اعداد سوال نکن. من فقط می دونم که ۶ در ۹  می شه ۶ در ۸ و نیم.
 
فرانک هوروات: پس توی هر روی ۱۰ تا عکس می ندازی؟
ماریو جیاکوملی: یادم نمی یاد. ولی فک کنم بیشتر همون ۱۰ـه. ۱۰ نه ۱۲. مهم اینه که نباید زیاد باشه. یه بار توی یه مسابقه به عنوان جایزه بهم یه دوربین سایز کوچیک بهم دادن. ولی من نمی دونستم چطوری ازش استفاده کنم. واسه من خیلی سریع بود. واسم هیچ وقتی برای فکر کردن باقی نمی گذاشت. مجبورم می کرد شاتر رو واسه هیچی فشار بدم. احساس می کردم از چیزی که بهم بزرگترین لذت رو می ده محروم شدم. که اونم همون صبر کردن و آماده کردن عکس و پیچوندن فیلم و تعویض روله. دوربین من دقیقا چیزیه که می خوام. کاملا با کاراکترم مطابقت می کنه.
 
فرانک هوروات: توی چه سرعتی کار می کنه؟ یه سیُم٬ یه صدم ثانیه؟
ماریو جیاکوملی: دیگه نمی دونم. بالای دویست نمی ره. برای عکاسی از هواپیما باید دوربین دوستامو قرض بگیرم. یکم از اعتراف بهش خجالت می کشم ولی اصلا اهمیتی نمی دم. اگه می تونستم بدون دوربین عکس می گرفتم. من واسه مکانیک هیچ جور اشتیاقی ندارم.
 
فرانک هوروات: گشایش لنز چقدره؟
ماریو جیاکوملی: بستگی داره. توی اسکانو من همه کارمو با ۲۵مش کردم. برای مناظر طبیعی هم از ۲ و ۲۲ استفاده می کنم.
 
فرانک هوروات: نیم ثانیه توی گشایش ۲۲؟
ماریو جیاکوملی: من می دونم یه ۲ وجود داره و یه ۲۲. این گشایش لنزه و من با قلبم اینو فهمیدم.
 
فرانک هوروات: پس همه جوره گشاشش رو می بندی؟
ماریو جیاکوملی: همه جوره و همیشه یه جور. به خاطر اینکه این واسه مناظر طبیعیه. ولی واسه عکس گرفتن از آدما و زمانی که نور زیادی وجود نداره برعکسشو انجام می دم: لنز رو باز می کنم.
 
این یه تیکه ی کوچولو بود از مصاحبه ی این یارو فرانک هوروات با ماریو جیاکوملی. که واقعا هم مصاحبه ی درازیه اما من بنا به دلایلی (از جمله فیلترینگ) نتونستم همش رو ترجمه کنم. اما اگه یه فیلتر شکن پیدا کردم حتما بقیشو هم می ذارم:D.
جلسه ی اول کلاس عکاسی من یه بحث توی کلاس راه افتاد سر اینکه عکاسی هنره یا صنعت. نظر من مطمئنا هنر بود.  و درست بودن این جوابم هم تقریبا می شه گف با خوندن این مصاحبه بهم ثابت شد. به نظر استاد من حرفه ی عکاسی یعنی استفاده ی مفید از یک جعبه. که خلاقیت هم بیش از ۲۰-۳۰٪ توش جایی نداره. اما همینطور که اینجا مشاهده می کنید واسه این ماریو جیاکوملی که مثلا عکاس خیلی بزرگی هم هست این جعبه همه چیز نیست. پس من می خوام ازتون خواهش کنم که نظرتون رو در این مورد حتما بهم بگید.
+ b